7 ویژگی بهترین محیط برای رشد ریشه گیاه

به طور کلی، شیوه رشد و میزان محصول گیاهان توسط دو گروه از عوامل کنترل می شود. این دو گروه عبارتند از اول، عوامل ارثی که استعداد ذاتی گیاه را از نظر کمیت و کیفیت رشد و تولید محصول معین می نماید و دوم، عوامل و پدیده های محیطی که زمینه به فعالیت در آمدن استعداد ارثی را فراهم می آورند. مهمترین عوامل محیطی موثر در رشد گیاهان عبارتند از محیط کشت ریشه یا به عبارتی محیط رشد ریشه، که آب و مواد غذایی را در اختیار گیاه قرار میدهد و همچنین آن را پا برجا نگه میدارد ، انرژی تابشی، که به گیاه نور و گرما می رساند و هوا که اکسیژن، گاز دی اکسید کربن و اندکی از نیتروژن مورد نیاز گیاه را فراهم می سازد.

تاثیر تغییرات اقلیم بر کشاورزی

کیفیت و کمیت خاک و انرژی تابشی در نواحی مختلف دنیا بسیار متفاوت است. در صورتی که هوا، به طور معمول، در مقایسه با دو عامل دیگر، چندان تغییر نمی نماید. هرچند که مشکل روزافزون آلودگی هوا و تغییر اقلیم باید مورد توجه جدی قرار گیرد. هر کدام از این سه عامل در صورت محدود بودن و یا نامناسب بودن، رشد و تولید محصول گیاهان را به تناسب زیر تاثیر قرار داده و محدود می سازند. از آن جایی که نواحی مختلف دنیا شرایط مختلفی دارند و گیاه نیز به طور معمول مجبور به زندگی در محل ثابتی می باشد، برای تولید بیشینه محصول، باید یا گیاهی که به شرایط محیط مورد نظر سازگاری دارد کشت نمایند و یا شرایط محیطی محل را فراخور گیاه تغییر دهند. برخی از عوامل محیطی، تا حدودی، توسط بشر قابل تغییرند، در حالی که تغییر برخی دیگر به آسانی ممکن نیست. برای مثال، می توان کمبود آب و کم بودن حاصلخیزی خاک را با آبیاری و مصرف کود جبران نمود ولی تنظیم دمای محیط رشد، از نظر اقتصادی، به صورت محدود و آن هم در گلخانه ها و یا محیطهای کوچک و بسته سودآور می باشد. بنابراین، در نواحی سردسیر بایستی گیاهان مقاوم به سرما و در نقاط گرمسیر گیاهان بی نیاز به سرما را کاشت. همچنان که گیاهان روز بلند نیز بایستی در نواحی یا در فصل هایی که طول روز بلند دارند کاشته شوند. در این میان، محیط کشت ریشه گیاه از اهمیت وافری برخوردار است و در رشد و نمو گیاه تاثیری به سزا دارد.

هفت ویژگی مهم محیط کشت ریشه

1- تامین آب و هوا

محیط کشت باید این توانایی را داشته باشد که برای ریشه ها، آب و هوا تامین کند

اثر هوادهی بر رشد ریشه ها

اثر هوادهی بر رشد ریشه ها

منفذها یا فضاهای با اندازه های مختلف درون محیط کشت، انجام هر دو وظیفه را همزمان میسر می سازد. هنگامی که به یک گیاه آب داده می شود، به تقریب، تمام فضاهای منافذ آن با آب پر می شود. پس از تمام شدن آبیاری، آبی که منفذهای بزرگ (غیر موئین) را پر کرده با کشش گرانشی زمین، از خاک یا از ته گلدان زهکش می شود و منفذها دوباره با هوا پر می شوند. منفذه های کوچکتر (موئین) آب را نگه می دارند. مقدار آبی که در ظرف توسط محیط کشت پس از آبیاری و زهکشی باقی می ماند، به دو گروه آب در دسترس و آب غیر قابل دسترس. تقسیم می شود. آب در دسترس، آزادانه توسط ذره های محیط کشت نگهداشته شده و می تواند توسط ریشه های گیاه جذب شود. آب غیر دسترس، محکم به سطح ذره های محیط کشت چسبیده به گونه ای که ریشه ها قادر نیستند آن را جذب کنند. هنگامی که گیاه، تمام آب در دسترس را جذب کرده، به نقطه پژمردگی دائما رسیده است (فصل ۱۰، آب را نگاه کنید). محیط کشتی مناسب است که دارای توازنی بین منفذهای موئین و غیر موئین باشد تا موجب رشد بهینه ریشه شود.

2- امکان حرکت آب در محیط کشت

جذب آب توسط ریشه

آب آبیاری توسط گرانش زمین به درون محیط کشت رفته و با عمل موئین به اطراف حرکت می کند که شامل دگر چسبی یعنی قابلیت مولکول های آب برای چسبیدن به سایر مواد مانند ذره های محیط کشت و همچسبی یعنی قابلیت آب برای چسبیدن مولکول های آب به یکدیگر می باشد. نخست، مولکول های آب به ذره های محیط کشت می چسبند. لایه آبی که در اطراف ذره های محیط کشت قرار دارد، مولکول های آب بیشتری را به خود جذب می کند که موجب حرکت بیشتر آب در محیط کشت می شود. در این مجراها آب به طرف پائین در جوی های باریکی با حرکت جانبی اندک، جریان می یابند. این عمل تمام محیط کشت را از مرطوب شدن باز می دارد، رشد را محدود کرده و باعث کاهش آبشوئی نمک های محلول اضافی از محیط می شود.

3-  pH محیط کشت

ph مناسب برای رشد چمن

pH خاک، مربوط به اسیدی یا قلیایی بودن محلول خاک می باشد. pH لگاریتم معکوس غلظت یون های هیدروژن در خاک می باشد. مقدار pH به شدت، بر در دسترس بودن مواد غذایی برای ریشه های گیاه اثر دارد و معیاری برای غلظت یون های هیدروژن در محلول آب خاک است. مقدار آن از ۱ تا ۱۴ است. pH برابر ۷، خنثی، بالاتر از ۷، بازی (قلیائی) و پائین تر از ۷، اسیدی است. مقدار توصیه شده pH برای هر گونه گیاهی متغیر است. توصیه های کلی ارائه شده برای محیط کشت بدون خاک، pH بین 5.4 تا 6 و برای محیط کشت خاکی (۲۵٪ یا بیشتر خاک) بین 6.2 تا 6.8 است. اغلب pH محیط کشت در پاسخ به کودها، قلیائی بودن و pH آب آبیاری، در طول زمان تغییر می کند. محیط کشت های قلیایی با pH بیشتر از ۹ و خاک های خیلی اسیدی با pH کمتر از ۴، محیط نامناسبی برای رشد ریشه ایجاد می کنند. برای مثال، در pHهای زیاد، آهن غیرقابل جذب شده و در نتیجه گیاه، دچار زردی برگها همراه با سبز ماندن رگبرگ ها می گردد. فعالیت ریز اندامواره های (میکروارگانیزم های) خاک، به ویژه باکتری های موجود در خاک، نیز زیر تاثیر pH خاک هستند.

به طور معمول، نواحی مرطوب و بارانی، به علت شسته شدن کاتیون های بازی، دارای خاکهای اسیدی بوده و برعکس، نواحی گرم و خشک دارای خاکهای قلیایی می باشند. با این که برای بیشتر گیاهان باغبانی بهترین pH بین ۶ تا ۷ می باشد، برخی از گیاهان مانند زغال اخته آبی رنگ، اسید دوست هستند و بعضی دیگر مانند درخت گز، شرایط قلیایی را تحمل می کنند.

ساده ترین راه برای قلیایی ساختن خاک، افزودن آهک به آن می باشد. میزان افزودن آهک به میزان pH مورد نظر، نوع ماده آهکی و ظرفیت کاتیونی خاک بستگی دارد. برای مثال، خاکهای شنی، در مقایسه با خاکهای رسی با مقدار کمتری از آهک، تغییر pH میدهند. برای اسیدی ساختن خاک، می توان از موادی مانند گوگرد، سولفوریک اسید و سولفات آهن استفاده کرد. از کودهای نیتروژنه، مانند سولفات آمونیوم نیز برای اسیدی کردن خاک می توان بهره جست. در بسیاری از گلخانه ها برای کاهش

pH آب که موجب بالا رفتن pH خاک می شود، از فسفریک اسید نیتریک اسید و سولفوریک اسید به ویژه برای آب های با قلیائیت بالا بهره گیری می شود. بررسی مقدار pH و قابلیت هدایت الکتریکی به ترتیب با استفاده از pH سنج و قابلیت هدایت الکتریکی سنج انجام می شود. دستگاه های مختلفی برای اندازه گیری pH و قابلیت هدایت الکتریکی موجود است. این دستگاه ها باید به طور مرتب با محلول های pH و قابلیت هدایت الکتریکی مشخص، کالیبره شوند. این محلول ها را می توان خریداری کرد.

4-  ثبات محیط کشت

ویژگی های محیط کشت به صورت مداوم تغییر می کند. ثبات محیط کشت به ویژه در تولید محصول هایی مانند گیاهان برگساره ای گلدانی که در همان محیط کشت برای دراز مدت باقی می مانند، اهمیت دارد.

دلیل اصلی نبود تثبیت در محیط کشت، تجزیه زیستی یعنی پوسیدن طبیعی مواد آلی است. با این که سرانجام تمام مواد آلی شروع به پوسیده شدن می کنند، تمام مواد آن ها به یک سرعت نمی پوسند. موادی مانند پیت خزه به آهستگی می پوسند و این امکان را فراهم می سازند که محیط کشت ویژگی های اصلی خود را به مدت بیشتری نگه دارد. موادی مانند ورمی کولایت که یک ماده معدنی است به خاطر متراکم شدن فیزیکی محیط کشت در طول زمان، تا حدودی ثبات ندارد و در نتیجه، ذره های ورمی کولایت بخشی از قابلیت عالی نگهداری آب و هوا را با گذشت زمان از دست می دهند.

۵- چگالی توده

چگالی توده عبارت از وزن خشک اجزاء تشکیل دهنده محیط کشت به حجم آن ها می باشد. برای نمونه، ماسه دارای چگالی توده زیاد و پرلایت دارای چگالی توده کم است. برخی از اجزای تشکیل دهنده محیط کشت مانند پیت خزه هنگامی که خشکند خیلی سبک هستند، اما قابلیت جذب مقدار زیادی آب را دارند و سنگین می شوند. به طور معمول در گیاهان گلدانی، محیط کشتی با چگالی توده کم تا متوسط به کار گرفته می شود تا سبک بوده و از خسته شدن کارگران بکاهد و هزینه های جا به جایی را نیز کم کند. البته باید در نظر داشت که گلدان های محتوی محیط کشت بیش از حد سبک نیز در خانه ها ممکن است پس از رشد گیاه و سنگین شدن بوته، استحکام کافی نداشته و به زمین افتند.

۶- نسبت کربن به نیتروژن

محیط کشت های دارای مواد آلی، توسط عمل ریز اندامواره ها (میکروارگانیزم ها) پوسیده می شوند. در فرآیند پوسیدگی، نیتروژن توسط ریز اندامواره ها جذب می شود. اگر مقدار زیادی مواد آلی در کوتاه مدت از هم پاشیده شده و محیط کشت از نیتروژن تهی شود، نیتروژن برای استفاده گیاه، در دسترس نیست. بیشتر محیط کشت های دارای مواد آلی مانند پیت خزه به سرعت از هم پاشیده نمی شوند و بنابراین تهی شدن نیتروژن در حد کمینه است. نسبت مطلوب ماده آلی به نیتروژن ۳۰ کیلو گرم کربن به ۱ کیلوگرم نیتروژن است.

۷- ظرفیت تبادل کاتیونی

مواد تشکیل دهنده محیط کشت ریشه مانند پیت خزه و ورمی کولایت دارای بار الکتریکی منفی هستند که یون های دارای بار مثبت (کاتیون) در محلول آب محیط کشت را جذب می کنند. ظرفیت تبادل کاتیونی، قدرت بارهای الکتریکی برای یک محیط کشت را نشان می دهد و همچنین نشانگر ظرفیت محیط کشت برای نگهداری یون های مواد غذایی با بار مثبت است. شماری از یون های کاتیون مواد غذایی،  NH4+، K+، Ca2+، Mg2+، Zn2+، Cu2+، Mn2+، Fe2+ می باشند. آنیون ها یون های با بار منفی هستند و در بر گیرنده  H2PO4، NO3، SO4 و CL، می باشند که دو تای آخر به طور معمول محدودیتی در طبیعت از نظر آن ها وجود ندارد. موادی مانند پیت خزه و ورمی کولایت دارای ظرفیت تبادل کاتیوئی زیاد می باشند و پرلایت و ماسه، تبادل کاتیونی کم دارند.

چگونه به بهترین روش قلمه بزنیم؟

آموزش قلمه زدن

قلمه بخشی از ساقه، برگ یا ریشه است که از گیاه مادری جدا شده و در شرایط مناسب برای ریشه زایی قرار می گیرد. انواع قلمه عبارتند از:

قلمه ریشه

گیاهانی مانند گل ابریشم و تمشک قرمز که توانایی تولید جوانه های نابجا روی ریشه های خود دارند و پاجوش تولید می کنند، همچنین گیاهانی که ریشه گوشتی دارند (مانند بگونیای تکمه را می توان با قلمه ریشه افزود. روش گرفتن قلمه ریشه بدین ترتیب است که در زمان استراحت یا خفتگی گیاهان و یا در ابتدای بهار ریشه هایی را که ۵ تا ۶ میلیمتر قطر دارند، به طول ۵ تا ۱۵ سانتیمتر، جدا ساخته و در محیطی خنک، درون شن یا خاک اره مرطوب نگهداری می شوند تا در آن ها جوانه های نابجا تشکیل شوند. سپس، به محل کاشت انتقال داده میشوند. گرفتن قلمه ریشه در زمستان و نگهداری آن ها در شاسی گرم یا گلخانه (فصل ۱۴، کنترل عوامل محیطی را نگاه کنید) نیز معمول است که در بهار به محل کاشت انتقال می یابد. قلمه ریشه را می توان به صورت افقی یا عمودی در محل کشت قرار داد. در حالت عمودی، باید دقت داشت که طرفی از ریشه که در اصل به پاهنگ (طوقه) نزدیکتر بوده، نزدیک سطح زمین رو به بالا) قرار گیرد.

قلمه ساقه ها

معمولترین نوع قلمه ها، قلمه ساقه است که در آن، قسمتی از ساقه را که دارای جوانه جانبی یا انتهایی است از گیاه مادری جدا شده، برای ریشه زایی در محیطی مناسب قرار داده میشود تا پس از تولید ریشه، به صورت گیاهی جداگانه رشد کند. قلمه ساقه را می توان در مرحله های مختلف رشد گرفت که انواع آن در زیر شرح داده شده است:

قلمه چوب سخت

در درختان خزاندار، این نوع قلمه به طول ۱۰ تا ۲۵ سانتیمتر (گاهی تا ۷۰ سانتیمتر)، از شاخه های فصل جاری که رسیده شده و چوب آن ها سفت گردیده و گاهی از شاخه های ۲ تا ۳ ساله گرفته می شود. نمونه این گیاهان پاس زرد، انار، انجیر، انگور و توت است. قلمه را باید در زمستان، که گیاه در حال استراحت یا خفتگی است، از شاخه های قوی گرفت. قلمه ها به طور معمول هنگامی گرفته می شوند که نیاز سرمایی در آن ها از بین رفته باشد ولی این کار نباید دیرتر از میانه زمستان انجام گردد، زیرا قلمه ها برای این که بتوانند ریشه بدهند و در بهار انتقال داده شوند، نیاز به زمان کافی دارند. در برخی از گیاهان (مانند انگور) می توان قلمه را در زمستان گرفت و در یک محل مناسب انبار کرد و در ابتدای بهار در محل اصلی کاشت. در سوزنی برگان، قلمه چوب سخت از اواخر پاییز تا اواخر زمستان گرفته می شود ولی چون این قلمه ها برگدارند باید در شرایط مرطوب ریشه دار شوند تا آب از دست ندهند و خشک نشوند. ریشه زایی در این نوع قلمه خیلی طولانی است و ممکن است از چند ماه تا یکسال زمان لازم داشته باشد. به طور کلی، قلمه های گیاهانی مانند شبه سرو، نوش و سرخدار به آسانی ریشه میدهند، در حالی که قلمه های درختان نوئل و نراد دیر تولید ریشه می کنند. در این گیاهان طول قلمه به طور معمول ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر بوده و از قسمت انتهایی شاخه های سال پیش که رشد کامل کرده اند گرفته میشوند. زخم زنی پایین قلمه ها ممکن است ریشه زایی را آسان کند.

در برخی از گیاهان (مانند درخت به) ریشه دار شدن قلمه در صورتی موفقیت آمیز است که از شاخه های یکساله، همراه با مقداری شاخه دو ساله، گرفته شود. در صورتی که طول چوب دو ساله در پایین قلمه خیلی کم باشد، قلمه پاشنه دار و چنانچه طول آن به چند سانتیمتر برسد، قلمه قنداقه دار نامیده می شود. در حالت دوم، گاهی چوب دو ساله را در جهت طولی دو نیم می کنند به حالتی که روی سطح جانبی آن شاخه یکساله قرار گرفته باشد.

قلمه چوب نیمه سخت

این نوع قلمه را بیشتر، از درختان خزاندار یا همیشه سبز پهن برگ و از شاخه هایی که چوب آن ها کمی سفت شده گرفته می شود. این نوع قلمه را در هر زمان از سال می توان گرفت، ولی بیشتر در اواخر بهار که شرایط برای ریشه دار کردن قلمه ها مناسب است، بیدرنگ پس از این که گیاهان رشد سریع خود را تمام کردند، انجام میشود. به طور معمول گیاهانی مانند برگ نو، زیتون و مرکبات با این نوع قلمه افزوده می شوند. برای این کار، قلمه به طول ۷ تا ۱۴ سانتیمتر گرفته می شود و در صورت برگدار بودن، تنها چند برگ در انتهای شاخه نگهداشته شده و بقیه برداشته می شوند. این نوع قلمه از شاخه های انتهایی یا جانبی به دست می آید.

قلمه چوب نرم

این نوع قلمه از شاخه های در حال رشد نرم و آبدار بهاره گیاهان خزاندار یا همیشه سبز چوبی گرفته می شود. گیاهانی مانند ماگنولیا، اسپیره و افرا با این نوع قلمه افزوده می شوند. برای این کار، به طور معمول از انتهای شاخه ها، قلمه هایی به طول ۸ تا ۱۲ سانتیمتر گرفته می شود و برگهای پایین آن ها برداشته می شوند. از آن جایی که چوب این نوع قلمه ها رشد کامل نکرده است، ذخیره مواد قندی آن ها کم است، بنابراین، باید دقت شود که برگها شاداب بمانند تا بتوانند به نورساخت (فتوسنتز) ادامه دهند. بیشتر، این نوع قلمه در زیر سیستم مه افشانی (در این سیستم، آب به صورت ذره های ریز و در فاصله های زمانی قابل کنترل، از فواره های کوچکی روی گیاهان پاشیده میشود) با رطوبت بالا ریشه دار می شوند تا برگ ها پژمرده نگردند.

قلمه علفی

این نوع قلمه از ساقه های گوشتی و آبدار گیاهان علفی مانند داودی، حسن يوسف، شمعدانی و میخک گرفته می شود. روش کار بدین ترتیب است که از این گیاهان قلمه هایی به طول ۷ تا ۱۰ سانتیمتر تهیه شده و در شرایطی مانند آنچه برای قلمه چوب نرم گفته شد، ریشه دار می شوند. در برخی از انواع کاکتوس یا آناناس که از محل قطع شاخه، شیره پرورده گیاه بیرون میزند، بهتر است قلمه را چند ساعت پیش از قرار دادن در محیط کشت، در محل خشکی نگهداری کرد تا محل زخم آن ها خشک شده و از فعالیت بیماری زاها پیشگیری شود.

قلمه زدن گیاهان علفی مانند شعمدانی

قلمه برگ

در این نوع قلمه زدن، در مقایسه با قلمه ساقه، شمار گیاه بیشتری از هر گیاه مادری به دست می آید. در قلمه برگ، پهنک برگ گاهی همراه با دمبرگ و گاهی بدون آن گرفته می شود. پس از کشت، از پهنک و دمبرگ یا از هر دوی آن ها جوانه های نابجای شاخساره و ریشه ایجاد می شود ولی خود پهنک برگ به ندرت جزیی از گیاه جدید می گردد. گیاهانی مانند بگونیا رکس سانسیوریا پپرومیا، کراسولا و بنفشه آفریقایی با قلمه برگ افزوده می شوند.

در گیاهانی مانند بگونیا رکس که دارای برگ های بزرگ است، روش کار بدین ترتیب است که برگ از گیاه مادری جدا شده، رگبرگ های اصلی پشت برگ در چند نقطه با یک چاقوی تیز بریده می شود و پشت برگ روی محیط کشت قرار می گیرد. برای نگهداشتن برگ روی محیط کشت، از سنگریزه و ریگ های درشت استفاده میشود. گیاهان کوچک، در محلی که رگبرگ ها بریده شده اند، پدیدار می شوند و ریشه آن ها در خاک فرو می رود.

ریشه دار کردن قلمه برگ سانسوریا

در برخی از گیاهان (مانند پپرومیا) قلمه را از برگ های جوان، همراه با دمبرگ، گرفته و دمبرگ در خاک فرو برده می شود. در گیاهان گوشتی (مانند سانسوریا) هر برگ به قطعه هایی به طول ۵ تا ۸ سانتیمتر تقسیم شده و در محیط ریشه زایی قرار داده می شود. گیاهان جدید در پایین هر قطعه ایجاد می گردند. در گیاهانی مانند برگيا همراه با رشد برگها، جوانه هایی در حاشیه آن ها ایجاد می شود که هر کدام، پس از تماس با زمین می تواند گیاه جدیدی ایجاد کند

قلمه گرفتن از قطعات برگ سانسوریا

قلمه جوانه برگ

قلمه جوانه برگ شامل پهنک، دمبرگ و قسمت کمی از ساقه و جوانه پایین دمبرگ میباشد. گیاهانی مانند لیمو، سیاه توت، ادریسی، عشقه و کاملیا، با این روش افزوده می شوند. روش کار بدین ترتیب است که پس گزینش شاخه های سال جاری که خوب رشد کرده اند، ساقه از حدود ۱ سانتیمتر بالا و ۱ سانتیمتر پایین برگ جدا گردیده و در ژرفای 1.5 سانتیمتری محیط ریشه زایی قرار داده می شود، به طوری که به طور کامل با سطح خاک تماس داشته باشد. این روش هنگامی به کار می رود که برگ های جدا شده از گیاه، توانایی تولید ریشه داشته باشند ولی نتوانند شاخساره تولید کنند، بنابراین، باید توجه داشت که به جوانه پایین قلمه جوانه برگ، آسیبی وارد نیاید.

تفاوت بین قلمه برگ و جوانه برگ

عوامل فیزیولوژیکی موثر بر ریشه زایی

با بررسی گیاهان آسان ریشه زا و سخت ریشه زا، برخی از عوامل موثر در ریشه زایی مشخص شده اند. پژوهش ها نشان داده اند که ظرفیت یک قلمه ساقه، برای ریشه دهی با برهمکنش بین عوامل ارثی که در یاخته های ساقه وجود دارند و عوامل زیر تعیین می گردد:

الف- مواد قابل حمل: این مواد، در برگ ها و جوانه های گیاهان ساخته می شوند و برخی از آن ها عبارتند از هورمون های گروه آکسین، مواد قندی، ترکیب های نیتروژنه، ویتامین ها و موادی که تاکنون شناخته نشده اند. مواد غیر آکسینی که در ریشه زایی گیاهان، با آکسینها همکاری می نمایند همفرسازهای ریشه زایی نامیده می شوند.

عوامل فیزیولوژیکی موثر در ریشه زایی به طور کامل مشخص نیستند، زیرا هنوز در بسیاری از گیاهان (از جمله برخی از گونه های بلوت) ریشه زایی امکان پذیر نیست.

هورمون اکسین

ب- میزان اکسین: ریشه دهی در ساقه، متناسب با میزان اکسین آن است. به نظر می رسد که این کار با جمع شدن آکسین در پایین قلمه ایجاد شود البته مشخص شده که اکسین، تنها یکی از عوامل محرک ریشه زایی است، زیرا در قلمه های سخت ریشه زا، تنها به کار بردن اکسین، ریشه زایی را آسان نمی کند. افزون بر این، امروزه مواد دیگری که ریشه زایی را تحریک می کنند (مانند کاتکول)، یا از ریشه زایی جلوگیری می کنند نیز شناسایی شده اند.

پ- وجود برگ و جوانه: برگ ها و جوانه ها اثر زیادی روی ریشه دهی دارند. در بسیاری از گیاهان وجود جوانه، به عنوان منبع تولید کننده آکسین، موثر است، در حالی که برگ ها، بیشتر منبع ایجاد کربوهیدرات ها می باشند. در برخی از گیاهان، تحریک ریشه زایی، با برگ ها و جوانه های ناشی از افزایش تولید مواد همفرساز ریشه زایی است که اثر آکسین و کربوهیدرات ها را تکمیل می کند.

ت- میزان مواد غذایی موجود در گیاه: یکی از عوامل مهم در تعیین ظرفیت ریشه دهی، مقدار مواد غذایی ذخیره شده در گیاه است. به طور کلی برای ریشه زایی، نسبت کربوهیدرات زیاد به نیتروژن کم لازم است. باید توجه داشت که با این که میزان کم نیتروژن مقدار ریشه ها را افزایش میدهد، کمبود نیتروژن، از ریشه زایی جلوگیری می کند.

ث- مرحله رشد گیاه: گیاهانی مانند عشقه، سیب و بسیاری از سوزنی برگان، هنگامی که در مرحله نونهالی هستند (یعنی جوان بوده و به گلدهی و میوه دهی نرسیده اند) توانایی ریشه زایی زیادی دارند، ولی زمانی که گیاه به مرحله گلدهی می رسند ریشه زایی آن ها بسیار دشوار می شود.

ج- جای ساقه روی گیاه: جای ساقه ای که قلمه از آن گرفته می شود، بر ریشه زایی اثر می گذارد. به طور کلی شاخه های جانبی، از شاخه های انتهایی بهتر ریشه میدهند و چنان که گفته شد، شاخه های در حال رشد رویشی بیشتر از شاخه های گلدار، ریشه زایی دارند.

چ- نوع بافت قلمه: در برخی از گیاهان، قلمه های چوب نرم و در شماری دیگر، قلمه های چوب سخت و یا حالت هایی بین این دو، برای ریشه دهی، مناسبترند. با این که به طور معمول در گیاهان آسان ریشه زا، هر نوع قلمه ای به آسانی ریشه میدهد، قلمه های چوب نرم گیاهان خزاندار که در بهار یا تابستان گرفته می شوند بهتر از قلمه های چوب سخت که در زمستان گرفته می شوند، ریشه میدهند.

ح- زمان گرفتن قلمه: زمان قلمه گیری نیز ممکن است در ریشه زایی تاثیر بگذارد. برای مثال، در آزاله هرگاه قلمه چوب نرم در اوایل بهار گرفته شود، بهتر از هر زمان دیگر ریشه میدهد. در حالی که در برخی دیگر از گیاهان همیشه سبز پهن برگ، شاید مناسبترین زمان برای گرفتن قلمه از ابتدای بهار تا اواخر پاییز باشد.

عوامل محیطی موثر بر ریشه زایی

عوامل محیطی، نقش مهمی در ریشه زایی قلمه ها دارند. این عوامل عبارتند از :

الف- رطوبت: چنانچه رطوبت محیط به ویژه در اوایل کاشت قلمه ها کافی نباشد، قلمه ها در اثر از دست دادن آب از بین می روند، زیرا نمی توانند مقدار آبی که با تبخیر و تعرق از دست میدهند را به طور کامل جبران کنند. به طور معمول، برای کاهش میزان آب از دست دهی گیاه، شمار برگ های روی قلمه را به کمترین حد ممکن رسانده می شود. اما بایستی توجه داشت که وجود برگ های جوان همان گونه که گفته شد، برای ریشه دهی لازم است، بنابراین تا جای ممکن باید از برداشت برگ های جوان پرهیز شود. گاهی، گیاهان در زیر سیستم مه افشانی قرار داده می شوند تا رطوبت محیط را بالا نگه داشته و از پژمردگی قلمه ها جلوگیری شود.

ب- دما: باید در ریشه دار شدن قلمه ها، نمو ریشه پیش از نمو شاخساره، انجام شود. چنانچه دمای محیط قلمه ها زیاد باشد، جوانه ها پیش از این که ریشه روی قلمه تشکیل شود رشد خود را آغاز می کنند که این موجب آب از دست دهی از برگها میشود. در بیشتر گونه های گیاهی، دمای ۲۱ تا ۲۷ درجه سلسیوس در روز و ۱۶ تا ۲۱ درجه سلسیوس در شب، برای ریشه زایی مناسب می باشد. به طور معمول، به پایین قلمه ها پاگرما با دمای ۲۴ تا ۲۷ درجه سلسیوس داده میشود تا تقسیم یاخته ای را در محیط تولید ریشه برانگیزاند. در همین حال، قسمت بالایی قلمه باید در دمای پایینتری قرار گیرد تا تبخیر و تعرق و تنفس آن کاهش یابد.

پ- نور: به نظر می رسد که نور از ریشه دهی جلوگیری می کند، یا نبودن آن، در افزایش ریشه دهی موثر است. قلمه های علفی و قلمه های چوب نرم، به نور (به دلیل نقشی که در فرآیند نورساخت و تولید کربوهیدرات ها دارد واکنش نشان می دهند، اما قلمه های چوب سخت گیاهان خزاندار که مواد ذخیره ای کافی دارند و بی سبزینه (بدون کلروفیل) هستند، در تاریکی بهتر ریشه میدهند. بدیهی است که پس از تولید شاخساره، وجود نور ضروریست.

ت- محیط کشت: محیط کشت عاملی است که بر درصد قلمه هایی که ریشه دار می شوند و نوع ریشه ای که روی آن ها ایجاد می شود، موثر است. محیط کشت باید رطوبت و اکسیژن کافی داشته و عاری از بیماری زاها باشد. برای این منظور، آمیخته های مختلفی از خاک، شن و پیت خزه به کار میرود. قلمه های گیاهان آسان ریشه زا را می توان درون شن یا آب نیز ریشه دار کرد.

کاربرد مواد تنظیم کننده رشد گیاهی برای ریشه زایی

ریشه زایی بسیاری از گیاهان را می توان، با تنظیم کننده های رشد گیاهی، زیاد کرد. این مواد، ریشه زایی را سرعت می بخشند، درصد قلمه های ریشه دار شده را زیاد می کنند، شمار و کیفیت ریشه را در هر قلمه بالا می برند و سرانجام ریشه دهی را یکنواخت می سازند. مهمترین مواد ترکیبی ریشه زا ایندول بوتیریک اسید و نفتالن استیک اسید هستند. شکل تجاری این مواد به صورت گرد (پودر) است و در صورت استفاده از آن ها، باید پایین قلمه ها را درون گرد فرو برد تا مقداری از آن به سطح بریده شده بچسبد. چنانچه قلمه ها خشک باشند، می توان به آن ها را اندکی مرطوب ساخت. پس از به کار بردن مواد ریشه زا، باید بیدرنگ قلمه ها را در محیط ریشه زایی قرار داد.

چنانچه از محلول تنظیم کننده های رشد استفاده می شود، بر حسب نوع گیاه، می توان پایین قلمه ها را در محلول رقیق ۲۰ تا ۲۰۰ قسمت در میلیون، به مدت ۲۴ ساعت نگهداشت و سپس بیدرنگ قلمه ها را در محیط ریشه زایی قرار داد. همچنین، می توان بر حسب گونه، از محلول غلیظ ۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ قسمت در میلیون، بهره جست. در این مورد، پایین قلمه ها، در حدود ۵ ثانیه در محلول فرو برده شده و سپس در محیط ریشه زایی قرار داده می شود

اتاقکهای رشد

اتاقک های به طور کامل در بسته، می توانند برای تولید دانهال و ریشه دار کردن قلمه، به کار گرفته شوند. ردیف لامپهای مهتابی (سفید گرم و سفید خنک با هم) به فاصله ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر از یکدیگر، قرار داده می شود تا شدت نور کافی و بیشتر گرمای مورد نیاز را تامین کند. در صورت قرار داشتن اتاقک در هوای آزاد و نیاز به پنکه و هواکش برای به جریان انداختن هوا و خارج کردن گرمای اضافی، ممکن است گرمای تکمیلی لازم باشد. لامپها به طور کلی، ۱۶ ساعت در شبانه روز روشن نگهداشته می شوند. اما این مدت، ممکن است برای گونه های مختلف، متفاوت باشد.

آنچه که باید قبل از پیوند زدن بدانید

آموزش پیوند پیوند زدن ابزار پیوند

یکی از راه های تکثیر گیاهان پیوند است. برای این کار یک قسمت از شاخه های اصلی گیاه مورد نظر را جدا می کنیم (در پیوند این تکه از گیاه پیوندک نام دارد) و آن را به قسمتی از گیاه دیگر ولی از همان خانواده متصل می کنیم (که به آن پایه می گویند). در این حالت پیوندک و پایه با هم یکی شده و رشد و هماهنگی خواهند داشت. شاخه های بوجود آمده از پایه زیر پیوندک حذف می شوند. در این حالت پیوندکی که رشد می کند تنه و شاخساره را تشکیل می دهد.

پایه همانطور که از نامش پیداست فقط ریشه یا شاید بخش کوچکی از تنه را تشکیل می دهد. این روش های تولید را ازدیاد رویشی می نامند.

قلمه و قسمت پیوندک گیاه که با پیوند زدن ایجاد می شود کلون هایی (همگروه) از گیاه مادری هستند.

برای انجام پیوند ، پایه با پیوندک مورد نظر باید اتصال برقرار کنند و با هم یکی شوند. تشکیل اتصال در محل پیوند همانند التیام زخم ها است. این التیام زخم در گیاهان با تشکیل بافت زخمی از کامبیوم های گیاهی در نزدیکی چوب نابالغ یا سلول های پوست تولید می شود.

اما کامبیوم چیست؟

لایه کامبیوم در درخت

کامبیوم یک لایه سلولی باریک (استوانه ای) بین پوست و چوب است. هنگامی که یک شاخه از پیوندک یا پایه جدا می شوند، لایه کامبیومی در معرض سطح قطع شده قرار می گیرد. اگر واضح تر بخواهیم بگوییم این لایه جایی است که چوب با پوست در تماس است.

تمام تکنیک های پیوند باید به گونه ای باشد که بین منطقه کامبیوم پایه و پیوندک تماس نزدیکی برقرار شود. و در این صورت است که پایه و پیوندک می توانند هماهنگ رشد کنند.

سازگاری بین پایه و پیوندک تنها در بین گیاهانی که از یک گونه گیاهی هستند یا خویشاوندی نزدیکی دارند وجود دارد. دانهال های بذری گونه های یکسان نیز همانند پیوندک برای پایه استفاده می شوند.

پایه و پیوندک باید کاملا بر یکدیگر منطبق گردند

به گیاه تولید شده توسط بذر دانهال می گویند

دانهال های بذری، ارزان هستند و تولید آسان تری دارند. همچنین ریشه دهی بهتری نسبت به قلمه دارند. یکی از مهمترین خصوصیات رقم های پایه که در پیوند باید بدان بسیار توجه نمود مقاومت آنها در برابر مشکلات و بیماری های خاکزی مانند قارچ ها، نماتدها، اشکال متفاوت خاک، خشکی و شرایط ماندابی است.

شاید جالب باشد که بدانید بسیاری از واریته میوه های امروزی و حتی بعضی از گیاهان زینتی از طریق پیوندک انتخاب شده روی پایه ها زیاد می شوند.

موفقیت در پیوند به عوامل متعددی بستگی دارد که برخی از آنها عبارتند از شرایط نگهداری پایه در شرایط درجه یک، انتخاب چوب های با کیفیت برای پیوندک ، تکنیک های مناسب برای پیوند جوانه و شاخه ، زمان انجام پیوند و مراقبت بعد از پیوند زنی.

احتمالا در مباحث پیوند، واژه درختان چند پیوندی را شنیده باشید. حال این واژه به چه معنایی است؟

چند پیوندی

درختان چند پیوندی عبارتند از درختانی که چندین واریته از پیوندک را بر روی یک پایه پیوند می زنند. عموما گیاهان متفاوتی که خویشاوندی نزدیکی باهم دارند بر روی یک پایه ممکن است رشد کنند، مانند واریته های مرکبات.

آن طور که مشخص است پیوندک هایی که برای چند پیوندی انتخاب می شوند بایستی در نهایت دقت باشد تا موفقیت ما را تضمین کند. اگر پیوندکهای چوب عاری از ویروس در دسترس نباشد، بیماری های ویروسی یا غیر ویروسی ممکن است باعث شوند درخت از رشد باز مانده و رشد متعادل خود را از دست دهد.

علاوه بر آن باید واریته هایی که برای پیوندک استفاده می کنید از نظر قدرت رویشی مشابه باشند.

ابزارهای مورد نیاز برای انجام پیوند:

ابزار پیوند قیچی پیوند چاقوی پیوند

قیچی باغبانی برای ایجاد برش های اولیه

چاقوی بسیار تیز برای ایجاد برش های پیوند

مواد مناسب برای پوشش محل پیوند مانند نوارهای پیوند

برخی از انواع موم برای پوشاندن زخم یا کاورهای پیوندک مانند کیسه های پلاستیکی کوچک

البته امروزه برای انواع تکنیک های پیوند هم ابزارهای خاصی تهیه شده مثلا برای تکنیک پیوند اسکنه قیچی های خاصی طراحی شده که سرعت کار را بسیار بالا می برند.

پیوند زنان حرفه ای عموما از چاقوهای مخصوص پیوند برای پیوند جوانه و شاخه ها استفاده می کنند. نکته بسیار مهمی که در استفاده از چاقوها وجود دارد این است که این ابزار باید به اندازه کافی تیز باشد تا برش های مخصوص پیوند به راحتی زده شود.

برش خوب در حالتی ایجاد می شود که سطح قسمت پایه و پیوندک که در تماس با یکدیگر هستند صاف بوده و حداکثر تماس را مخصوص در لایه کامبیوم داشته باشند.

چاقو باید به اندازه کافی تیز باشد تا وقتی آن را در امتداد چوب حرکت می دهید به آسانی عمل برش را انجام دهد و نیازی نباشد که با زور آن را به جلو هل دهید.

شاید بتوان تکنیک برش زدن برای انتخاب پیوندک را در مراحل زیر خلاصه نمود.

1- چاقو را با دستی که با آن راحت تر کار می کنید بردارید به طوریکه لبه های تیز چاقو به طرف بدنتان باشد.

2- پیوندک یا پایه را با دست دیگر دورتر از آن قسمتی که می خواهید عمل برش را انجام دهید نگه دارید.

3- لبه چاقو را روی نزدیکترین قسمت شاخه به صورت مورب در امتداد آن بگذارید.

4- لبه صاف چاقو را روی شاخه قرار دهید، در این حالت انتهای دسته چاقو در محل مورد نظر شروع برش می باشد.

5- در این حالت چاقو باید به نحوی باشد که ته دسته آن نزدیک به سمت شما و نوک آن به طور مورب دورتر از شما باشد. زاویه بین لبه تیز چاقو و شاخه می بایست بین 30 تا 60 درجه باشد در حالیکه لبه تیز چاقو مستقیما روی سطح شاخه قرار بگیرد.

6- لبه پشتی تیغه چاقو را از سطح شاخه اندکی بالا بکشید تا اینکه لبه برنده کمی به سمت پوست برود.

7- برای ایجاد برش چاقو را در طول و سرتاسر شاخه و همزمان با آن در عرض شاخه بکشیدکه در این صورت طول تیغه مورد استفاده قرار می گیرد و از ته تا بالای شاخه ای که می خواهیم برش دهیم حرکت می کند.

8- تمام برش را با یک ضربه چاقو و به صورت صاف ایجاد کنید. متوقف شدن یا حالت اره ای داشتن برش، سبب ایجاد برش زبر و ناهموار می شود.

اغلب ایجاد یک برش خوب و هموار در مرتبه دوم راحت تر است. زمانی که فقط یک تکه باریک را به جای تمام چوب برش می دهید باید کارتان را با پیوندک یا پایه ای که اندکی از آنچه می خواهید بزرگتر است شروع کنید.

نکاتی که در انتخاب پیوندک باید بدان توجه نمود

پیوندک را از واریته های خوبی که کارایی بهتری دارند و از گیاهانی که از سلامتی آنها مطمئن هستید انتخاب کنید. همیشه شاخه های محکمی را انتخاب کنید که به اندازه کافی در معرض نور خورشید قرار گرفته باشند و از انتخاب شاخه های ضعیف که در سایه واقع شده اند خودداری کنید.

اگر پیوندک چوب را از پایه های پیوند زده شده انتخاب می کنید ، مراقب پاجوش های پایه باشید. بهتر است که پیوندک شاخه در همان روز اول انتخاب و استفاده شوند. اما می توان شاخه های درختان بومی مناطق خنک را در کیسه های پلاستیکی مومی در یخچال معمولی نگهداری و انبار کرد.

رطوبت داخل کیسه پلاستیکی را با استفاده از روزنامه مرطوب مانند کاغذ بسته بندی می توان حفظ کرد.

تحت این شرایط پیوندک چوب برای حداقل چندین هفته قابل نگهداری است. زمانی که شاخه پیوندک انتخاب می شود، شاخه را برای پیوند جوانه به تکه هایی که طول آنها 100 تا 150 میلی متر است و هرکدام دارای 5 تا 10 جوانه هستند تقسیم می کنیم. برای انجام عمل پیوند یک پیوندک که طول آن 50 تا 100 میلی متر با یک یا چند جوانه باشد یا طول بیشتری داشته باشد انتخاب می شود.

پایه ای که آماده برای پیوند یا کوپیوند است برای اینکه همیشه سبز و دارای برگ بماند باید سالم و به اندازه کافی آبیاری شده باشد، همچنین باید قطر ساقه آن در جایی که قصد انجام پیوند را داریم، 10 تا 15 سانتی متری بالای سطح خاک (ریشه) ، حدود قطر یک مداد (5 میلی متر) باشد.

گاهی پایه ها با سرزنی منظم شاخه های جانبی روی یک شاخه تربیت می شوند. در تمام تکنیک های پیوند و کوپیوند ابتدا باید پایه و سپس پیوندک آماده شود، در این صورت مدت زمان بین برش پیوندک تا بسته بندی به حداقل زمان ممکن می رسد. کارها را از پیش برنامه ریزی کنید، در این صورت ابزار، پیوندک چوب و مواد اتصال دهنده به آسانی عمل خواهند نمود. هرگونه تاخیر در انجام پیوند ممکن است باعث شود سطح پایه یا پیوندک خشک شده و درصد موفقیت را کاهش دهد. در مناطق خشک بهتر است تمام عملیات پیوند در جای مرطوب که وزش باد نباشد، انجام شود.

برای داشتن پیوند موفق، مراقبت های بعد از انجام پیوند و کوپیوند به اندازه انجام عمل پیوند مهم است.

پیوند بر روی دانهال های بذری

در پایان باید به چهار نکته اشاره نمود:

1- شاخه های رشد کرده از پایه را به محض اینکه رشد کردند، حذف کنید، در این صورت پیوندکی از پایه رشد نخواهند کرد.

2- به منظور رشد بهینه و تشکیل کالوس (پینه)، دما باید بین 15 تا 30 درجه سانتی گراد باشد، دماهای بالای 30 درجه یا زیر 10 درجه سانتی گراد می توان تشکیل پینه را کاهش داده یا از آن جلوگیری کند که در این صورت پیوندک از بین می رود یا زمان زیادی برای رشد نیاز دارد.

3- به منظور ایجاد رشد رویشی مناسب و سلامت گیاه باید مواد غذایی و آب کافی در اختیار گیاه قرار داد ولی از مقادیر بیش از حد خودداری گردد.

4- نوارهای پیوند یا کوپیوند را قبل از اینکه از رشد گیاه جلوگیری کند باید برداشته شود.

۱۲ راهکار مقابله با سرمازدگی باغات

راه های مقابله با سرما زدگی در باغات

سرمازدگی از عوامل خسارت زا در محصولات کشاورزی و باغات به شمار می آید که بایستی با روش های پیشگیرانه آن را به حداقل کاهش دهیم. در ابتدا لازم است که با علائم ناشی از سرمازدگی در اندام های گیاهی آشنا شویم تا بتوانیم به مقابله با آن بپردازیم:

علائم یخ زدگی در صبح روز بعد از یخبندان به صورت زیر ظاهر می شود:

– برگ های آسیب دیده به رنگ سبز تیره در خواهند آمد. اگر خسارت شدید نباشد و فقط بخشی از برگ به این شکل تبدیل شود، برگ بر روی درخت باقی می ماند.

– در مناطق سردسیر خسارت عموما به شکوفه ی درختان وارد می شود. شکوفه های آسیب دیده ظاهری قهوه ای تا سیاه پیدا می کنند و ظرف چند روز می ریزند. در این صورت درخت فاقد میوه در آن سال خواهد شد.

روش های مقابله با سرمازدگی

روش های مقابله با سرمازدگی به دو دسته تقسیم می شوند:

الف) اقداماتی که قبل از فرا رسیدن شب های یخبندان انجام می شود.

۱- انتخاب مکان مناسب: از مهم ترین روش های مقابله با سرمازدگی انتخاب مکان مناسب کاشت گیاه می باشد. انتخاب مکان مناسب به عواملی مانند شکل زمین، شیب، بافت خاک، جهت باد و … بستگی دارد. خطر یخبندان در دامنه های جنوبی کمتر از دامنه های شمالی می باشد.

۲- خاک مناسب: هر چه عمق خاک بیشتر باشد توانایی جذب گرمای بیشتری را دارد. همچنین خاک های تیره رنگ، قدرت بیشتری در جذب اشعه های خورشید دارند و نسبت به خاک های روشن دیر تر سرد می شوند.

۳- انتخاب ارقام مناسب: استفاده از ارقامی که در مرحله گلدهی تحمل بیشتری نسبت به سرما دارند یک اقدام بسیار مهم می باشد. همچنین برخی ارقام دیرتر به گل می روند و سرمای بهاره را پشت سر می گذارند.

۴- انتخاب پایه مناسب: پیوند زدن بر روی پایه های مقاوم به سرما می تواند بسیار مفید باشد.

۵- کوددهی: استفاده از کود ازته در مناطق سردسیر در پاییز توصیه نمی شود. از طرف دیگر مصرف کود پتاسه و کودهای حیوانی باعث ایجاد گرما و کاهش خطر سرمازدگی می شوند.

۶- باد شکن: احداث بادشکن و موانع فیزکی مانند دیوار از ورود هوای سرد به باغ جلوگیری می کند.

۷- هرس به موقع: هرس زود هنگام در مناطق سردسیر و قبل از شروع سرما آسیب فراوانی به درخت می رساند. در این مواقع بایستی هرس را به اواخر اسفند و پس از رفع خطر سرمازدگی به تعویق انداخت.

ب) اقداماتی که در شب های یخبندان انجام می شود.

۸- استفاده از وسایل گرمایشی: استفاده از وسایلی مانند بخاری جهت گرم کردن موقت محیط سودمند می باشد. در مکان های پست و بلند بخاری هایی در پستی ها می گذارند تا حرارت به سمت بالا حرکت کند و محیط را گرم نماید.

۹- آبیاری بارانی: آبیاری بارانی گیاهان از روش های حفاظت گیاهان از سرما و یخبندان است. این روش در مورد گیاهان یکساله و گیاهان دائم مانند درختان مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش آب بر روی شاخه و برگ نباتات یخ می زند. هر گرم آب در حال یخ زدن حدود ۸۰ کالری گرما آزاد می کند که باعث حفاظت گیاه از سرما می گردد. تا زمانی که مخلوط آب و یخ روی شاخ و برگ گیاه باشد درجه حرارت مساوی صفر است و در نتیجه دماهای زیر صفر به گیاهان آسیب نمی رساند.

۱۰- آبیاری سطحی: غرقاب نمودن از روش های قدیمی مقابل با سرمازدگی باغات می باشد. آب آبیاری درجه حرارت بالاتری از باغ دارد وبدینصورت از کاهش درجه حرارت سطح زمین جلوگیری می کند.

۱۱- پوشش درختان: در این روش درختچه ها و نهال های جوان را توسط شاخ و برگ درختان پوشش می دهند. همچنین می توان درختان را به وسیله پلاستیک پوشش داد.

۱۲- استفاده از مه پاش: با استفاده از مه پاش و ایجاد مه در محیط، می توان از کاهش دمای محیط جلوگیری کرد.

کلمات کلیدی: سرمازدگی ، سرمازدگی باغات ، مقابله با سرمازدگی

آشنایی با روش های کشت و پرورش درختان مقاوم سنجد

آشنایی با روش های کشت و پرورش درختان مقاوم سنجد

در کاشت سنجد به چه نکاتی باید توجه نمود؟ آبیاری در سنجد به چه صورت است؟

به نظر شما آیا درخت سنجد نسبت به شرایط محیطی مقاوم است؟

آبیاری سنجد

آب از جمله عوامل مؤثر در تولید اقتصادی سنجد محسوب می شود. درختان سنجد به شرایط کم آبی بسیار مقاوم هستند. شواهد نشان می دهد که آبیاری باغات سنجد در تیر و مرداد ماه مهم است. در منطقه تبریز، به طور معمول، در سال اول و دوم طی فصل رشد هر ۱۵ روز یکبار آبیاری انجام می شود که این فواصل زمانی آبیاری از سال پنجم به بعد تا ۴۰ روز یکبار می تواند افزایش یابد.

در یک مقایسه میان دو روش آبیاری سطحی و قطره ای مشخص شد که آبیاری قطره ای ضمن ۴۵ درصد صرفه جویی نسبت به روش سطحی، باعث افزایش عملکرد ۲۰ درصدی خواهد شد.

خاک مناسب جهت کاشت سنجد

از نظر نوع خاک، کاشت این گیاه در زمین های سنگین دارای بافت متوسط و در کوهپایه های دارای سنگریزه زیاد و شیبدار سنگلاخی و فقیر موفق بوده است.

در مناطق کوهپایه ای که در آن ها امکان کشت بسیاری از گیاهان زراعی و درختان محدود است، این گیاه می تواند به عنوان یک گیاه راهبردی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. تجربه ثابت کرده است که کشت درختان سنجد در اراضی شور و یا آبیاری درختان سنجد با آب شور تا حدی برداشت محصول مورد انتظار را داده است.

مصرف کود دامی کاملا پوسیده، پیش از احداث گلستان و به صورت جایگزینی در گودال به مقدار۲۰-۱۰ تن در هکتار ضروری است.

کاشت نهال های آن معمولا در اسفندماه در گودال هایی به عمق ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر انجام می شود.

رعایت فاصله کشت ۵ در ۴ متر، کمک شایانی به افزایش راندمان محصول خواهد کرد.

دما، رطوبت و باد

درختان سنجد توانایی تحمل برودتهای زمستانه تا ۳۵- درجه سانتیگراد و گرمای داغ تابستان تا ۴۵ درجه سانتیگراد را دارند.

یکی از بهترین درختانی که می توان پیشنهاد داد تا در مناطق بادخیز کشت گردد، سنجد می باشد.

تنها محدودیت کشت درختان سنجد در کشور، وجود شرایط رطوبتی هوای بیش از ۶۵% می باشد که توصیه می شود در این شرایط اقدام به کشت نگردد، چون که گل های سنجد غالبا ریزش خواهند کرد و به میوه تبدیل نمی شوند.

نور مورد نیاز سنجد

این گیاهان به مکانی با نور کامل آفتاب یعنی حداقل ۶-۸ ساعت نور مستقیم آفتاب نیاز دارند. سایه بودن محیط و کمبود نور یکی از دلایل عدم گلدهی این گیاهان است. اگر سایه بیش از اندازه باشد علاوه بر عدم گلدهی و میوه دهی، گیاه رشد خوبی نخواهد داشت و ساقه ها بلند و باریک و فاصله برگ ها بر روی ساقه افزایش می یابد. درختان سنجد گیاهانی مقاوم هستند، بنابراین حتی اگر در مکانی زندگی می کنید که در تابستان شدت نور زیاد است لزومی ندارد که آن ها را در مکانی بکارید که عصر هنگام از سایه برخوردار باشد.

آفات و بیماری های سنجد

آفات چندان زیادی این گیاه را تهدید نمی کنند. گاهی شپشک ها و یا لاروهای حشرات موجب مزاحمت می شوند.

از بیماری های این گیاه می توان به لکه برگی، قانقاریا، پژمردگی ورتیسلیوم و سوختگی بلایت نیز اشاره کرد که معمولا به دلیل شرایط نامساعد محیطی شیوع می یابند.

سنجد جزو معدود درختانی است که آفت و بیماری خاصی نمی تواند در باغات ایجاد خسارت و محدودیت نماید و می توان از بابت هزینه خرید سم و انجام عملیات سمپاشی آسوده خاطر بود.

ضمنا به خاطر عدم مصرف سموم شیمیایی، می توان محصول سالم و ارکانیگ به جامعه ارائه نمود.

ازدیاد سنجد

روش های تکثیر درختان سنجد عبارتند از: ۱- بذر ۲- قلمه نیمه خشبی و خشبی ۳- خوابانیدن

بهترین روش تکثیر سنجد، ازدیاد به روش قلمه چوب سخت یا خشبی در دی ماه می باشد.

روش های نوین در ازدیاد، کاشت و آبیاری درختان انجیر

روش های نوین در ازدیاد، کاشت و آبیاری درختان انجیر

انتخاب مکان کشت

انجیر قادر است در دامنه وسیعی از خاک ها، از جمله خاک های رسی سنگین لومی و شنی سبک، رشد کند. البته خاک باید حداقل تا عمق یک متر زهکش مناسبی داشته باشد. انجیر نسبت به شوری تحمل بالایی دارد و تا هدایت الکتریکی ۶ میلی زیمنس بر سانتی متر علایم تنش در درخت بروز نمی کند. در حالی که در اکثر درختان میوه هدایت الکتریکی آب آبیاری نباید بیش از ۲ میلی زیمنس بر سانتی متر باشد.

ازدیاد و کاشت

انجیر را می توان با بذر، قلمه، خوابانیدن هوایی و پیوند تکثیر کرد. انجیر های حاصل از بذر مثل اصل نیستند و تنها در برنامه های به نژادی به کار می روند. برای ازدیاد انبوه و سریع انجیر از کشت بافت استفاده می شود. اما روش معمول در باغبانی قلمه زنی است. قلمه ها در اواخر پاییز یا اوایل زمستان از شاخه های بالغ ۳-۲ ساله گرفته می شوند. آن ها معمولا ۳۰-۲۰ سانتی متر طول دارند و حامل چند گره می باشند. برش باید درست از زیر گره زده شود. قلمه ها ممکن است در گلدان کشت شده و زمستان را در گلخانه بگذرانند و یا اینکه به طور کامل در خاک اره و دیگر محیط های مرطوب، ولی نه خیس، ریشه دار شوند. آن ها سپس در فضای باز و در بستری با زهکش مناس کشت می گردند تا سیستم ریشه گسترش یابد. بهتر است انتهای فوقانی و مورب قلمه ها را برای محافظت در برابر بیماری ها با مواد پوششی و انتهای پایینی  و مسطح آن ها را با یک هورمون محرک ریشه زایی تیمار کرد.

نهال های جوان معمولا در پایان زمستان، یعنی زمانی که در خفتگی هستند، کاشته می شوند. در باغ های جدید، نهال های انجیر را بسته به نوع رقم و حاصلخیزی خاک با فاصله ی ۵/۷ تا۸/۱ متر می کارند. در باغ های قدیمی، فاصله بین درختان ۱۲-۹ متر است. در کالیفرنیا، درختان با فاصله ۵/۴-۳ متر کشت می شوند.

درختان جوان تا زمان کامل شدن شاخه بندی و تشکیل تاج به آفتاب سوختگی حساس می باشند. برای پیشگیری از آفتاب سوختگی می توان تنه را با رنگ سفید از نوع آکریلی و محلول در آب پوشش داد. باغ های جدید در سال دوم پس از کاشت درختان اندکی میوه می دهند و بعد از ۳ تا ۵ سال به باردهی کامل می رسند. درختان انجیر ۱۵ تا ۲۰ سال بار می دهند و سپس از باردهی آن ها کاسته می شود.

آبیاری انجیر

انجیر در مقایسه با اکثر درختان میوه خشکی را بهتر تحمل می کند و بنابراین برای کشت در مناطق خشک مناسب است. با این حال، اطلاعات اندکی درباره ی نیازهای آبی این گیاه در این مناطق وجود دارد. انجیر نسبت به سایر درختان میوه حساسیت کمتری به کیفیت آب دارد. تعداد دفعات آبیاری به اندازه و قدرت درخت، نوع خاک و میزان بارندگی بستگی دارد. انجیر به دلیل داشتن ریشه ی کم عمق ممکن است در دوران خشکی دچار تنش شود. با این وجود، بیش تر ارقام مناطق پر آب را خوب تحمل نمی کنند. در این مناطق در طول یک فصل پر باران، میوه ها معمولا دچار ترک خوردگی می شوند و برای کنترل پوسیدگی سطحی، سیاهک و کپک سم پاشی با قارچ کشی ضروری است. آبیاری به میزان ۵۰ درصد تبخیر از تشت به رشد رویشی مناسب در انجیر منجر شد. در تحقیقی اثر چهار میزان آب آبیاری را در رشد و نمو شش رقم انجیر بررسی کردند و دریافتند که در اکثر ارقام وقتی درختان سه ساله تا ۱۷ درصد تبخیر از تشت آبیاری شدند به رشد و نمو کافی دست یافتند.

در طول نمو میوه، تغییر در وضعیت آبیاری می تواند به کاهش کیفیت و ترک خوردگی آن منجر شود. افزایش ناگهانی میزان آب آبیاری در طول دوره ی رسیدن میوه نیز باعث ترک خوردگی می شود. در اواسط تابستان، آبیاری زیاد موجب افزایش رشد رویشی و کاهش کیفیت میوه می شود و به طور کلی در اثر آبیاری زیاد میوه های بزرگ، آبکی و مستعد پوسیدن و چروکیدن تولید می گردند

مدیریت آبیاری و نحوه ی کاشت درختچه های مقاوم زرشک

مدیریت آبیاری و نحوه ی کاشت درختچه های مقاوم زرشک

نیاز آبی زرشک
انواع مختلف زرشک دارای نیازهای آبی متفاوتی می باشند. به طوری که برخی از گونه های زرشک در آرژانتین در مناطقی با بارندگی ۳۰۰۰-۱۲۰۰ میلی متر رشد می یابند. اما یک گونه دیگر از زرشک در مناطقی با ۲۷۰-۱۵۰ میلی متر بارندگی رشد مناسبی را نشان داده است.

نیاز آبی زرشک بی دانه نسبت به درختان یا درختچه های میوه مشابه پایین می باشد و یکی از دلایل اصلی جایگزین شدن زرشک در الگوی کاشت شهرستان های جنوبی خراسان، درآمد نسبتا خوب حاصل از زرشک به ازای مصرف یک متر مکعب آب می باشد. نیاز خالص آبیاری زرشک حدودا ۹۹۰۰ متر مکعب در هکتار است که بسته به روش هایی آبیاری به کار گرفته شده نیاز ناخالص آبیاری، بیشتر از این مقدار می باشد.

در سال های خشک کشاورزان زرشک کار حتی با سه نوبت آبیاری باغ در طول تابستان هم محصول زرشک برداشت می کنند. در صورتی که هدف، برداشت محصول فراوان باشد، نباید در محدوده زمانی پس از ریزش گلبرگ ها تا یکی دو هفته پیش از برداشت محصول از آبیاری منظم درختچه های زرشک غفلت شود. عدم تأمین نیاز آبی این گیاه به منزله مرگ آن نخواهد بود و حتی مشاهده گریده که به هنگام وقوع اتفاقات پیش بینی نشده مثل خشک شدن چاه آب و عدم امکان آبیاری باغ زرشک در طول سال زراعی، این درختچه مقاوم توانسته است با تحمل و با اتکا بر ذخایر رطوبتی خاک و آب محدود حاصل از نزولات جوی، زنده بماند.

زمان و نحوه کاشت نهال زرشک

بهترین زمان کاشت نهال زرشک اواخر آبان و اوایل آذر ماه است که موفقیت بیشتری را نیز به دنبال دارد. هرچه نهال ریشه بیشتری داشته باشد، احتمال سبز شدن آن بیشتر و درصد خطای کاشت، کمتر است. یکی از مواردی که به هنگام جداسازی و انتقال نهال بایستی به دقت رعایت گردد، این است که از صدمه دیدگی و در معرض هوا به ویژه در جریان باد قرار گرفتن ریشه ها، جدا خودداری شود. پس از آن نیز بلافاصله بایستی نهال ها کشت شده و فورا آبیاری گردد. نهال های درختچه زرشک معمولا به فواصل ۴×۴، ۵×۴ یا ۵×۵ متر از یکدیگر کشت می شوند. هرچند فواصلِ کمتر و بیشتر هم دیده شده که در صورت کشت به فواصل زیاد، در بین ردیف ها زعفران، یونجه، چغندر یا سیب زمینی و یا گیاهان دیگر نیز کاشته می شود. به نظر می رسد فاصله کاشت ۵×۴ متر (فاصله ردیف ها ۵ متر و فاصله نهال ها از یکدیگر در روی ردیف ۴ متر، یعنی تعداد ۵۰۰ درختچه در هکتار) مناسب تر می باشد.

در روش متداول کشت، زمین به صورت جوی و پشته ای درآمده و نهال ها در ته جوی کاشته می شوند. معمولا کاشت طوری انجام می گیرد که نهال ها در دو ردیف مجاور، نسبت به هم حالت زیگزاگ (سیستم کاشت مثلثی یا لوزی) داشته باشند. گاهی هم نهال ها در یک طرف جوی و بر روی پشته کشت می شوند. برای کاهش میزان خطای کاشت، بایستی مراقبت نمود که در سال اول جوی های آبیاری پر آب نشوند و از غرقاب کردن خودداری گردد. همچنین در خاک هایی که سله ایجاد می شود لازم است چند روز پس از کاشت، شکاف های ایجاد شده پر شوند. بر اساس تجربه، در خاک های سبک و شنی در صورت امکان بهتر است آبیاری در سال اول کاشت نهال با حجم آب کم در هر نوبت ولی به دفعات بیشتر (فواصل زمانی کوتاه تر) مثلا به صورت هفتگی و در خاک های سبک به هنگام شدت گرما حتی هر پنج روز یک بار انجام شود.

آبیاری زرشک

اگر چه زرشک از گیاهان مقاوم به کم آبی است ولی در ۴-۳ سال ابتدای کاشت، بسته به بافت خاک و شرایط آب و هوایی آبیاری آن هر ۷ تا ۸ روز مناسب است. در سال های بعد، باغ زرشک معمولا هر ۱۲ تا ۱۵ روز یک بار آبیاری می شود. گاهی فاصله دو نوبت آبیاری به ۲۰ روز و بیشتر هم می رسد که البته به کاهش عملکرد منجر می شود.

در برخی مناطق کوهستانی و در شرایط ویژه، گاهی درختچه زرشک را در طول فصل رشد بیش از ۴-۳ مرتبه آبیاری نمی کنند. حتی در مناطق کوهستانی، در بخش های خاصی که خاک قدرت حفظ رطوبت زیادی داشته و در زمستان هم قطعات کوچک زرشک کاری به صورت دیم نیز مشاهده می شود.

پرورش دهندگان زرشک معتقدند آبیاری در زمان گل دهی به ویژه اگر در حد اشباع شدن محیط ریشه باشد، سبب ریزش گل ها می شود. عدم آبیاری در هنگام گل دهی همچنین از رویش شاخه های فرعی جدید جلوگیری می کند، این شاخه ها با میوه های در حال تشکیل برای آب و موادغذایی رقابت دارند. در بعضی مناطق تا اوایل خرداد ماه از آبیاری زرشک خودداری می کنند. درختچه زرشک نسبت به آبیاری به وسیله آب های شور مقاومت دارد، اما آب های بسیار شور سبب کاهش رشد و عملکرد آن می شوند.

۸ روش کاربردی برای مقابله با سرمازدگی باغهای میوه

مقابله با سرمازدگی درختان

اکثر درختان میوه منطقه معتدله در معرض یخبندان زمستان یا سرمازدگی بهاره قرار می گیرند که این امر موجب خسارتهای شدید اقتصادی می گردد. حتی آن دسته از مناطق تولید میوه که در موقعیتهای جغرافیایی خاص احداث می شوند که خسارت وارده ناشی از سرما در آنها به حداقل کاهش داده شده نیز بعضا با این حوادث مواجه   می گردند. باغداران کاملا از نتایج زیانبار عدم محافظت درختان در برابر سرمای زمستان مطلع هستند. لذا اعتقاد به مقاومت در برابر سرما به عنوان یک پدیده و ابزار کمکی برای جلوگیری از بروز خسارت ناشی از سرما از نظر باغداران از اهمیت اساسی برخوردار است. گیاهان درحال رشد غیر مقاوم بوده و قادر به مقاوم شدن نیستند. لذا رکود در طول ماههای سرد زمستان برای بقائ گیاهان و درختان میوه ضروری می باشد. درختان میوه در زیستگاهای طبیعی خود به ندرت توسط سرما صدمه می بینند زیرا در آنها مکانیسم سازگاری در آنها توسعه یافته است که به آنها اجازه می دهد در طول شرایط آب و هوایی شدید زمستان به حالت رکود بروند.

یخ زدگی  زمستانه

عامل پراکندگی گونه های مختلف درختان میوه در روی کره زمین مقاومت یا حساسیت درختان به سرمای زمستانه می¬باشد. در مناطق سرد از ارقام مقاوم به سرما و از پایه های مقاوم به سرما استفاده می شود. در اثر سرمای بیش از حد  زمستان، گونه های پوست نازک شکاف خورده و در اثر یخبندان شاخه ها سیاه می شوند. در گیاهان چوبی مقاوم، در اثر یک سری تغییراتی که حاصل می شود در اواخر تابستان و پاییز موجب مقاوم شدن آنها در برابر سرما می گردد. در طی مقاوم شدن درختان تغیرات زیادی در درختان صورت می پذیرد. اولین مرحله مقاوم شدن توسط روزهای کوتاه شروع می شود که منجر به توقف رشد می شود. دومین مرحله مقاوم شدن مستلزم دمای پایین می باشد که مواد محرک مقاومت ساخته می شود. تدابیر زراعی در مقاومت کونه های درختان میوه تاثیر بسزایی دارد. ازجمله تجمع کربوهیدراتها کافی در درختان میوه و اندامهای آن موجب افزایش مقاومت در برابر سرما می گردد. آبیاری بی رویه، دادن کود ازته بیش از حد، محصول زیاد ، ریزش زود هنگام برگها، تولید محصول بیشتر، هرس زود هنگام موجب کاهش مقاومت درختان میوه می شود. پایه های درختان میوه نیز در میزان مقاومت آنها به سرمای زمستانه متفاوت می باشد. برای مثال پایه های سیب مالینگ ۱۹ و ۲، پایه مالینگ مرتون ۱۰۴ و ۱۱۱ مقاوم به سرما هستند. در گلابی هنگامی که روی پایه بذری پیوند شده و از میان پایه اولدهام استفاده می شود، مقاومت در برابر سرما فزایش می یابد. پایه محلب که برای گیلاس به کار برده می شود مقاوم به سرما می باشد. پایه نارنج سه برگ مقاوم به سرما بوده و برای مرکبات به کار برده می شوند. پایه آلوی ماریانا نیز مقاوم به سرما بوده و برای آلو و هلو مورد استفاده قرار می گیرد.

سرما زدگی بهاره

سرمای دیررس بهاره موجب آسیب دیدن جوانه های تازه بیدار شده درختان میوه می شوند و در صورت دیررس بودن بیشتر این نوع سرماها، حتی به میوهای تازه تشکیل شده نیز خسارت وارد می کند. جوانه های بارور در حال رکود به سرمای زمستانه مقاوم هستند اما مقاومت آنها هنگام بیدار شدن جوانه ها کاهش می یابد. به طور کلی جوانه های گل در دمای ۲- و ۳- درجه سانتیگراد از بین می روند. میوهای تازه تشکیل شده نسبت به گلها حساس تر هستند و در منفی ۰.۵- درجه سانتیگراد آسیب می بینند. در اوایل بهار جبهه های سرد هوا در منطقه پرورش درختان میوه و در شبهای بدون ابر موجب خسارت دیدن جوانه درختان میوه می گردد.

روشهای جلوگیری از سرمای زدگی بهاره

روشهای مختلفی برای جلوگیری از سرمای دیررس بهاره وجود دارد که می تواند جوانه های گل و میوهای تازه تشکیل شده درختان میوه را از سرما زدگی محافظت کند.

۱- انتخاب ارقام دیر گل

در مناطقی که احتمال خطر سر مایه دیر رس بهاره است با توجه به تاریخ گلدهی ارقام مختلف یک گونه درختی می توان از ارقام دیر گل استفاده کرد این ارقام با توجه به دیر بازکردن گل کمتر با سرما های دیر رس بهاره مواجه می شوند اخیرا در برخی مناطق از بادام های دیر گل استفاده به عمل می آید.

۲- استفاده از ترکیبات شیمیایی

استفاده از اتفن درختان میوه هسته دار در پاییز موجب دیر باز شدن جوانه ها به مدت ۱۲-۴ روز در بهار می شود. استفاده از هورمون نفتالین استیک اسید در بهار موجب تا خیر ۲-۱ هفته در زمان گلدهی درختان می گردد .

۳- موقعیت و محل باغ

در مناطق شیب دار و کنار تپه های ماهور در صورت احتمال وجود سرما های دیر رس بهاره محل باغ را در شیب های شمالی انتخاب می کنند تا در اوایل بهار دیر تر گر م شده و موجب تاخیر در بیدار شدن جوانه ها گردد. ایجاد باغ میوه در کنار جنگل ها، رود خانه ها، برکه ها و کنار سواحل که دارای هوای مرطوب و نقطه شبنم بالا هستند آسیب های سرمای بهاره را کاهش می دهد.

۴- پاشیدن آب بر روی درختان

پاشیدن آب بر روی شاخه های  درختان میوه در دمای صفر درجه سانتیگراد موجب تشکیل یخ می شود. به ازای هر لیتر آب که یخ می شود ۸۰ کیلو کالری گرما آزاد می شود.گرمای آزاد شده موجب گرم شدن اجسامی که در تماس با آب هستند می شود در ضمن تشکیل یک لایه نسبتا عایق یخ در اطراف جوانه موجب می شود تا دمای جوانه از صفر درجه سانتیگراد پایین نیاید برای این منظور می توان از سیستم آبیاری بارانی استفاده کرد و یا توسط محلول پاش ها روی درختان میوه آب پاشید. پاشیدن آب باید در دمای صفر درجه سانتیگراد انجام گیرد.

۵- تدابیر زراعی

نوع سطح خاک در محافظت دمای هوا تاثیر دارد و اختلاف دمای حدود ۱/۷ درجه سانتی گراد ایجاد میکند. برای محافظت در برابر سرما و یخبندان های ناشی از تشعشع، خاک باید مرطوب و عاری از علف های هرز و شخم نخورده باشد.  زیرا زمین شخم خورده دارای هوای بیشتر بوده و گرمای ویژه کمتری دارد از این رو خاک شخم خورده سریع تر سرد می شود اما خاک های مرطوب دیرگرم شده و دیرتر دمای خود را از دست می دهند علفهای سطح خاک نیز نوعی هدایت کننده گرما از خاک به هوا می باشند تدابیر زارعی ذکر شده یخ زده گی را در لایه ۱۵سانتی متر سطح خاک به تاخیر می اندازد و بویژه برای جلو گیری از سرما زدگی گیاهانی همچون توت فرنگی و انگور موثر واقع می گردد.

۶- گرم کردن باغ توسط بخاری های باغی

کار گذاشتن بخاری یا پلارهای باغی در قسمت های مختلف باغ و سوزاندن موادی همچون چوب نفت یا گازوییل موجب گرم شدن باغ می گردد. این روش در مناطق سردسیری ممکن است تاثیر زیادی نداشته باشد اما در مناطق نیمه گرمسیری مثلا در باغات مرکبات، انار، انجیر زیتون و غیره می تواند موثر واقع شود.

۷- ایجاد دود برای کاهش تشعشع

در شب های که احتمال بروز سرما می باشد با سوزاندن کاه وکلش و مواد دیگر موجب ایجاد دود در هوای باز گردید ذرات معلق در هوا هر چقدر بیشتر باشد انعکاس حرارت به سقف آسمان تقلیل می یابد زیرا تشعشع حرارت که با طول موج های بلند به طرف آسمان منعکس می شود توسط ذرات هوا جذب شده و دمای باغ را حفظ می کنند

۸- ایجاد بادشکن در اطراف باغ

کشت درختان باد شکن همچون چنار زبان گنجشک، افرا و غیره در جهت شمالی که باد های سرد می وزد موجب محافظت درختان میوه از سرما می شود.

منبع : وب سایت سازمان جهاد کشاورزی لرستان

× عضویت در گروه تلگرام کشاورزی پادیاب